سرودي اشنا از خانهء توحيد مي آيد
به قلب نا اميدان نوري از اميد مي آيد
خلائق مست و حيران چشم خود از نور مي گيرند
ز بطن پير ليلا ها گل خورشيد مي آيد
مراد اهل ايمان مست از وحي خدا گشته
چرا که سورهء کوثر ز يمن عيد مي آيد
ترين واژه براي عشق در برج عفاف است او
نبوت را ولايت را ز عرش تاييد مي آيد
صديقه طاره مرضيه و زهراست اين بانو
به حق انقدر نزديک است بگو ناهيد مي آيد
///////////
اما چون روز مادر هست
ياد مادر عباس هم کنيم
با اين دو بيتي
منادي گفت چنين احسنت احسنت
شجاعت افرين احسنت احسنت
ز بهر ياس ياسي آفريدي
الا ام البنين احسنت احسنت
////////////////
و چون خيلي وقت است
که
شعري براي ارباب واقعي عالم
امام زمان نگفتم
اين دو بيت هم تقديم حضرتش
آه دل ما شده است بيشمار
چشمهء چشمم شده است آبشار
ذکر لب ما شده است روز و شب
انتظر و ينتظر و انتظار
//////////////////
و
چون دارم ميرم مشهد
اينم براي سلطان علي ابن موسي الرضا
من حسين ميخانه ام کرب و بلاست
آستان کوي من عرش خداست
آن مي نابي که بر مستان دهم
اب سقاخانهء کوي رضاست
